محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

924

تاريخ الطبرى ( فارسي )

سال بود و تاريخ را از هجرت پيمبر خداى صلى الله عليه و سلم نوشتند . از محمد بن سيرين روايت كرده‌اند كه يكى پيش عمر بن خطاب برخاست و گفت : « تاريخ نهيد . » عمر گفت : « تاريخ نهادن چيست ؟ » گفت : « چيزى است كه عجمان كنند و نويسند در ماه فلان از سال فلان . » عمر گفت : « چيزى نكوست » بنا شد تاريخ نهند ، و گفتند : « از كدام سال آغاز كنيم ؟ » گفتند : « از مبعث پيمبر و گفتند : از وفات وى ، پس از آن همسخن شدند كه از هجرت آغاز كنند ، سپس گفتند : از كدام ماه آغاز كنيم ؟ و گفتند : از رمضان آغاز مىكنيم . پس از آن گفتند : محرم را مبدأ مىكنيم كه ماه حرام است و كسان از حج باز مىگردند و بر محرم همسخن شدند . از عبد الله بن عباس روايت كرده‌اند كه تاريخ نهادن از همان سال كه پيمبر خداى به مدينه آمد آغاز شد و در همان سال عبد الله بن زبير تولد يافت . و هم از ابن عباس روايت كرده‌اند كه در تفسير « * ( وَالْفَجْرِ وَلَيالٍ عَشْرٍ 89 : 1 - 2 ) * » گفته بود : فجر محرم است كه آغاز سال است . از عبيد بن عمر روايت كرده‌اند كه محرم ماه خدا عز و جل است و آغاز سال است كه در آن خانهء كعبه را جامه پوشانند ، و تاريخ از آن آغاز كنند و سكه در آن زنند و روزى در محرم هست كه قومى در آن روز تو به كردند و توبهء آنها پذيرفته شد . از عمرو بن دينار روايت كرده‌اند كه اول كسى كه نامه ها را تاريخ نهاد يعلى ابن اميه بود كه در يمن بود و پيمبر خدا در ماه ربيع الاول به مدينه آمد و مردم آغاز سال را تاريخ كردند و تاريخ از آمدن پيمبر نهادند . از شعبى روايت كرده‌اند كه بنى اسماعيل آتش ابراهيم را مبدأ تاريخ داشتند